بوکوبین

ملت عشق

بوکومگ , بررسی کتاب

۱۱ آبان ۱۳۹۸ 52 بازدید
بوکوبین

ملت عشق

کتاب ملت عشق به نویسندگی الیف شافاک است که در سال 2010 منتشر شده است نویسنده ای که خالق آثار دیگری است که به 6 مورد از آنها را اشاره کردیم: 1. آناتولی‌ای برای چشم‌های بد 2. پنهان 3. برزخ 4. صوفی 5. آینه‌های شهر 6. مَحرم کتاب ملت عشق جزء پر فروش ترین آثار جهان و پرفروش کتاب در کشور ترکیه است و در ایران هم مورد استقبال قرار گرفت . البته به کتاب ملت عشق نقد هایی وارد است که در ادامه به آن اشاره میکنیم .

چرا نام کتاب ملت عشق است؟؟

در واقع نام اصلی کتاب به زبان اصلی ملت عشق نبوده است و نام دیگری داشته است ولی مترجم کتاب به دلیل این که الیف شافاک از زبان شمس تبریزی چهل قانون عشق را بیان میکند نام کتاب را ملت عشق میگذارد.

چهل قانون عشق

شمس تبریزی با بیانی ساده چهل قاعده برای عشق بیان می کند ، ویژگی کلام شمس پیچیدگی در عین سادگی است یعنی قواعد ملت عشق به سادگی بیان شده است اما درون آن مفاهیم عمیقی وجود دارد که با عقل شاید درک آن ها سخت باشد و باید با چشم دل به آنها نگاه کنیم و تفکر کنیم که منظور و مقصود شمس چیست.

یک قانون ملت عشق

«خداوند انعکاسی مستقیم آن چیزی است که ما خودمان را می‌بینیم؛ ما چیزها را همانطور که هستند نمی‌بینیم، ما آنها را همانطور که هستیم می‌بینیم. اگر خدا به طور عمده ترس و گناه را به ذهن می‌آورد، به این معنی است که ترس و گناه بیش از حد درون ما وجود دارد. اگر خدا را پر از عشق و محبت می‌بینیم، ما نیز چنین هستیم».

درباره ملت عشق

ملت عشق دو داستان اصلی دارد که به صورت موازی این دو روایت گری می شود. داستان زندگی خانواده ای 5 نفره که مادر خانواده به نام اللا دست یار یک ویراستار کتاب است که در زندگی خود و با همسر و فرزندان خود به مشکل برخورد کرده است که در همین حین کتابی در مورد دیدار مولانا و شمس تبریزی برای ویراستاری به دستش میرسد کتابی که نویسنده آن عزیز زاهارا است و ملت عشق نام دارد و نوشتن نظر در باره آن و خواندن این کتاب و آشنایی با عزیز زاهارا نقطه عطفی در زندگی اللا است که سر انجام به طلاق اللا ختم می شود که باید کتاب را خوانده و روندی که اللا از تصور زندگی شاد و دارا بودن خانواده خوب به جدایی میرسد. روند داستان بعدی کتاب ملت عشق دیدار شمس تبریزی و مولانا است که در روایت این دیدار چهل قانون عشق بیان می شود. ویژگی دیگر کتاب ملت عشق بیان 20 داستان از زبان 20 شخصیت اصلی و فرعی که باعث جذابیت این کتاب شده است.

تعداد فصل های ملت عشق

1. خاک: عمق و آرامش 2. آب: تغییر و جریان یافتن 3. باد: رفتن و یا کوچ کردن 4. آتش: گرما و نابودی 5. خلأ: تاثیر نبود چیزها

قاعده چهلم کتاب ملت عشق:

عمری که بی عشق بگذرد، بیهوده گذشته است. نپرس که آیا باید در عشق الهی باشم یا عشق مجازی، عشق زمینی یا عشق آسمانی، یا عشق جسمانی؟ از تفاوت‌ها تفاوت می‌زاید. حال آنکه به هیچ متمم و صفتی نیاز ندارد عشق. خود به تنهایی دنیایی است عشق. یا درست در میانش هستی، در آتشش، یا بیرونش هستی، در حسرتش.

قسمتی از کتاب ملت عشق :

مولانا خودش را «خاموش» می‌نامید؛ یعنی ساکت. هیچ به این موضوع اندیشیده‌ای که شاعری، آن هم شاعری که آوازه‌اش عالمگیر شده، انسانی که کار و بارش، هستی‌اش، چیستی‌اش، حتی هوایی که تنفس می‌کند چیزی نیست جز کلمه‌ها و امضایش را پای بیش از پنجاه هزار بیت پرمعنا گذاشته چطور می‌شود که خودش را «خاموش» بنامد؟

نقدی بر ملت عشق

کتاب ملت عشق در دو زمان متفاوت رخ داده است . بخش مربوط به عرفان و صوفی گری،جدای از چهل قانون عشق و عباراتی که در متون دیگر نیزبه آن اشاره شده ،باقی اش، بیشتر تخیلات است. الیف شافاک اطلاعات زیادتری از یک شخص عادی در مورد ارتباط شمس و مولوی نداشته است. شمس کارهای خارق العاده ای چون کتاب را خشک از آب در آوردن و …را اصلا انجام نداده و این داستان سرایی ها وانسان عجیبی ساختن هم تصنعی و دور از باور است. خط سیر داستان بیشتر از هر چیزی،به مسخره گرفتن روابط عاطفی و کم ارزش دانستن مفهوم خانواده.است.وکم اهمیت دانستن اعتراضات به حق و منطقی و قابل درک عزیزانی چون همسروفرزندان مولوی…ازدواج بدون اندیشه شمس با کیمیا خاتون ورفتار انسان گریز و عجیب و غریبش در مقابل همسر نگون بخت خود… بخش دوم رمان در سال 2008 میادی و پس از سال ها بعد از بخش اول و توصیف همسر ومادری که خانه دار است ،دینش یهودی وساکن امریکا با سه فرزند…جدیدا از مسئله خیانت همسر دندانپزشک خود مطلع بوده و نقشی منفعلانه دارد….مادر خانواده از گفتگو و مهارت ارتباطی و مراجعه به مشاور وروان شناس هیچ نمی داند و هرگز خدمات مشاوره و زوج درمانی را هم نشنیده است!!….صرفا از ایفای نقش مادری برای فرزندان و همسری،فقط به کلاس آشپزی دلخوش است.و همین درک نادرست از تعارضات زناشویی و راهکار گریز وفرار از وضعیت موجود و جواب «های،هوی است» وچشم در مقابل چشم و تلافی و انتقام در مقابل خیانت همسر و تساوی جنسیتی در حوزه روابط فرازناشویی و کم نیاوردن در برابر مردها،چنان رنگ ولعابی به داستان می دهد،آن سرش ناپیدا و نویسنده نیز آشکارا و عملا این رویه جدید وی را ستایش می کند. سال ها قبل فردی به نام رابرت استرنبرگ مفهوم عشق را به زیبایی بیان کرده است،در سال ۱۹۸۷ وی نظریه‌ای ارائه داد که در آن عشق را به شکل یک مثلث تصور کرد. او اعتقاد دارد که عشق مرکب ازسه بخش است: صمیمیت، شور و شوق (شهوت) و تصمیم/تعهد. متاسفانه کتاب ملت عشق در بخش دوم ،بیشتر ازهم پاشیدگی خانواده رابه نام عشق ترویج میدهد.

سخن آخر

وجود قوانین در زندگی و داشتن چهارچوب و محدودیت در زندگی برای انسان ها مفید و ضروری است. اما آنچه که مهم است توانایی ما در ارتباط با منبع عشق است. این ارتباط الهی در همه ما جریان دارد و به ما اجازه می‌دهد که با قوانین جهان کنار بیاییم. در هنگام تجربه و صحبت کردن از عشق، قوانینی وجود ندارد، عشق فراتر از توضیح است. همانطور که در قانون چهلم به آن اشاره شد. میتوانید دیگر مقالات بوکوبین مانند مقاله کتاب دست دوم  را در بوکومگ مشاهده فرمایید.
اشتراک گذاری Telegram Facebook WhatsApp Twitter

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *