بوکوبین

یادت باشد

بوکومگ , بررسی کتاب

۷ آبان ۱۳۹۸ 37 بازدید
بوکوبین

یادت باشد

کتاب یادت باشد که به عاشقانه ترین کتاب شهدای مدافع حرم معروف است در مورد زندگی و شهادت مدافع حرم اهل بیت شهید حمید سیاهکالی است.کتاب یادت باشد که به روایت همسر شهید نگارش  شده است با تلاش و کوشش محمد رسول ملا حسینی گرداوری شده است که به گفته ایشان حدود 2 سال نگارش این کتاب طول کشیده است که در سفر راهیان نور با شهید سیاهکالی آشنا شده است و تصمیم گرفته در مورد ایشان کتابی تهیه کند که در آخر یادت باشد نام گرفت. شهید حمید سیاهکالی دومین شهید مدافع حرم شهر قزوین است که 4 برادر دارد، یک برادر دو قلو به نام سعید که بسیار شبیه شهید سیاهکالی است. شهید ساهکالی در قسمت مخابرات سپاه مشغول به فعالیت بوده است. نکته ای جالب در مورد زندگی شهید اینست که ایشان پاییز سال ۸۹ به کربلا رفت، پاییز سال ۹۱ عقد کرد، پاییز سال ۹۲ ازدواج کرد و نهایتاً در پاییز سال ۹۴ در دفاع از حرم مطهر حضرت زینب کبری(س) به شهادت رسید، طراحی جلد کتاب یادت باشد هم به طور زیرکانه ای با برگ های پاییزی این نکته را به تصویر کشیده است.

چرا عاشقانه ترین کتاب شهدای مدافع حرم؟؟

روند روایتی کتاب یادت باشد بسیار شیرین و روان است که خواننده از خواندن کتاب خسته نمی شود روایت هایی از دوران خواستگاری ، عقد و ازدواج و شهادت شهید سیاهکالی است . هر فصل این کتاب حال و هوای خاصی دارد از لحظات شیرین ابراز محبت های عاشقانه به همسر و لحظات خنده دار و لحظات غم بار و ناراحت کننده شهادت و خبر دادن شهادت به همسر ایشان که باید کتاب را بخوانید و لذت ببرید.

چرا نام یادت باشد؟؟

برای فهمیدن این سوال که چرا نام کتاب “یادت باشد” است باید به متن کتاب و داستان زندگی شهید سیاهکالی رجوع کرد ، دلیلی عاشقانه برای انتخاب نام کتاب که در برشی از کتاب برای شما اورده ایم.

برشی از کتاب یادت باشد:

سر سفره که نشست گفت: «آخرین صبحونه رو با من نمی‌خوری؟!»؛ با بغض گفتم: «چرا این‌طور میگی؟ مگه اولین باره میری مأموریت؟!» گفت: «کاش می‌شـد صداتو ضبط می‌کردم با خودم می‌بردم که دلم کمتر تنگت بشه». گفتم: «قرار گذاشتیم هر کجا که تونستی زنگ بزنی، من هر روز منتظر تماست می‌مونم، منو بی‌خبر نذار». با هر جان کندنی که بود برایش قرآن گرفتم تا راهیش کنم، لحظه آخر به حمید گفتم: «حمید تو رو به همون حضرت زینب(س) هرکجا تونستی تماس بگیر». گفت: «جور باشه حتماً بهت زنگ می‌زنم، فقط یه چیزی، از سوریه که تماس گرفتم چطوری بگم دوستت دارم؟ اونجا بقیه هم کنارم هستن، اگه صدای منو بشنون از خجالت آب میشم»؛ به حمید گفتم: «پشت گوشی به جای دوستت دارم بگو یادت باشه! من منظورت رو می‌فهمم». از پیشنهادم خوشش آمده بود، پله‌ها را که پایین می‌رفت برایم دست تکان می‌داد و با همان صدای دلنشینش چندباری بلند بلند گفت: «یادت باشه! یادت باشه!» لبخندی زدم و گفتم: «یادم هست! یادم هست)

نکاتی در مورد کتاب یادت باشد

نکاتی که به نظرم آمد تا در مورد کتاب یادت باشد و زندگی شهید سیاهکالی بگویم مواردی که شاید هر فردی با هر تفکری وقتی این کتاب را بخواند شاید مورد توجه او هم باشد و شاید با اعتقادات و زندگی شهید سیاهکالی مخالف باشد. نکات و لحظاتی در کتاب یادت باشد هست که شاید باور و قبول کردن آن برای ما آدم های امروزی که دچار روزمرگی شده ایم بسیار سخت و غیر ممکن باشد. اینکه چگونه ممکن است یک نفر در روز عقد خود آرزوی شهادت بکند و یا هر وقت با همسر خود صحبت می کند و بیرون میرود به طور مثال پاتوق همیشگی اونها یعنی مزار شهدا از همسرش بخواهد برای او آرزوی شهادت بکند و انقدر ساده در مورد این موضوع صحبت کند و عاشق شهادت باشد . آری باورش سخت است و در تخیل و ذهن ما نمیگنجد ولی واقعیت این است که وجود دارند چنین انسان ها و جوانانی که در سنین جوانی به این درجه از معرفت و شناخت رسیده اند.اما خیلی ها حرف ها و سخنان ساده لوحانه ای میزنند و می گویند اینها به خاطر پول و یا چیز دیگری رفته اند اما وقتی کتاب یادت باشد را بخوانید متوجه می شوید که پول و ثروت کمترین اهمیت را برای شهید سیاهکالی و شهدای مدافع حرم داشته است . موارد اخلاقی که شهید سیاهکالی در زندگی خود همیشه رعایت می کرد از جمله رعایت حال همسایه ها حتی رفته گر محل ،حمایت از دوستان و همسران و خانواده های شهید و …. که شاید همین ها باعث شده باشد تا ایشان به درجه رفیع شهادت برسند . یکی از نکات عجیب سکوت همیشگی همسر است وقتی شهید سیاهکالی به دفعات از همسر خود می خواهد تا برای او آرزوی شهادت بکند که در نهایت این سکوت معنادار با گریه شکسته می شود اما این گریه و ناراحتی ها باعث نمی شود تا همسر ایشان مانعی برای راه شهید باشد که شهید سیاهکالی بعد از دیدن گریه های همسرش به او می گوید “گریه های تو دلم را لرزاند اما نمی تواند ایمانم را بلرزاند ”

نظر رهبر انقلاب در مورد کتاب یادت باشد

یک کتابی تازه خوانده‌ام که خیلی برای من جالب بود. دختر و پسر جوان -زن و شوهر- متولّدین دهه‌ی ۷۰، می‌نشینند برای اینکه در جشن عروسی‌شان گناه انجام نگیرد، نذر می‌کنند سه روز روزه بگیرند! به ‌نظر من این را باید ثبت کرد در تاریخ که یک دختر و پسر جوانی برای اینکه در جشن عروسی‌شان ناخواسته خلاف شرع و گناهی انجام نگیرد، به‌ خدای متعال متوسّل می‌شوند، سه روز روزه می‌گیرند. پسر عازم دفاع از حریم حضرت زینب (سلام‌الله‌علیها) می‌شود؛ گریه‌ی ناخواسته‌ی این دختر، دل او را می‌لرزاند؛ به این دختر -به خانمش- می‌گوید که گریه‌ی تو دل من را لرزاند، امّا ایمان من را نمی‌لرزانَد! و آن خانم می‌گوید که من مانع رفتن تو نمی‌شوم، من نمی‌خواهم از آن زنهایی باشم که در روز قیامت پیش فاطمه‌ی زهرا سرافکنده باشم! ببینید، اینها مال قضایای صد سال پیش و دویست سال پیش نیست، مال سال ۹۴ و ۹۵ و مال همین سالها است، مال همین روزهای در پیش [روی] ما است؛ امروز این است. در نسل جوانِ ما یک چنین عناصری حضور دارند، یک چنین حقیقت‌های درخشانی در آنها حضور دارد و وجود دارد؛ اینها را باید یادداشت کرد، اینها را باید دید، اینها را باید فهمید. فقط هم این [یک نمونه] نیست که بگویید «آقا! به یک گل بهار نمی‌شود»؛ نه، بحث یک گل نیست؛ زیاد هستند از این قبیل. این دو -زن و شوهری که عرض کردم- هر دو دانشجو بودند که البتّه آن پسر هم بعد می‌رود شهید می‌شود؛ جزو شهدای گران‌قدر دفاع از حریم حضرت زینب (سلام‌الله‌علیها) است. وضعیّت این‌جوری است.( ۱۳۹۷/۰۶/۱۵) میتوانید دیگر مقالات بوکوبین مانند مقاله کتاب دست دوم  را در بوکومگ مشاهده فرمایید.
اشتراک گذاری Telegram Facebook WhatsApp Twitter

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *